برای:
فرزاد کمانگر و همه زندانیان سیاسی
فراموشت نمی کنم
حتی اگر سنگریزه ای باشی، در حافظۀ کوهی
فراموشت نمی کنم
حتی اگر سنگریزه ای باشی
در حافظۀ کوهی
یا ستاره ای کمسوی در ظلمات.
فراموشت نمی کنم
مبادا نامت کمرنگ
و ظلمی که بر تو رفته، گم شود.
نه! تا بهاری که با ما قسمت کردی
به بار بنشیند
فراموشت نمی کنم.
شاگردانت، در دلِ کوه پایه ها
سرگردان
به سقفِ آبیِ کلاسِ درس وُ
حَصیرِ زیر پایت
گواهی می دهند؛
به جغرافیای ایران
که تکه تکه هايش را
با مداد رنگی های اهدائی ات
به شکلی از غرور
به هم پیوند داده اند.
تو نیز فراموشم مکن!
که مابقیِ راه
زیرِ بارشِ نقره ای ستارگان،
پرواز سنگریزه را انتظار می کشد.
پرواز سنگریزه را انتظار می کشد.
برگرفته از مجموعه شعر "از دار تا بهار"، انتشارات سندباد، لس آنجلس، 2011

ایکاش همه مثل شما زندانیان سیاسی را فراموش نمی کردند. چقدر زیباست خانم نوری علا
پاسخ دادنحذفسپاسگزارم. دیگر باید لقب خود را عوض کنید و بگذارید: فراموش نشدگان.
حذفبا مهر / پرتو