نشر مقالات مختلف در وبلاگ باشگاه جنبش، در لس آنجلس، به معنای موافقت تمام اعضاء با آن مقالات نیست. نویسندۀ مقاله، صاحب نظر و مسئول است.

۱۳۹۴ اردیبهشت ۱۶, چهارشنبه

فراموشت نمی کنم / شعر / پرتو نوری علا


    برای: فرزاد کمانگر و همه زندانیان سیاسی  
فراموشت نمی کنم
حتی اگر سنگریزه ای باشی، در حافظۀ کوهی 
یا ستاره ای کمسوی در ظلمات.

فراموشت نمی کنم
حتی اگر سنگریزه ای باشی
در حافظۀ کوهی 
یا ستاره ای کمسوی در ظلمات.

فراموشت نمی کنم
مبادا نامت کمرنگ
و ظلمی که بر تو رفته، گم شود.

نه! تا بهاری که با ما قسمت کردی
به بار بنشیند
فراموشت نمی کنم.

شاگردانت، در دلِ کوه پایه ها
سرگردان
به سقفِ آبیِ کلاسِ درس وُ
حَصیرِ زیر پایت
گواهی می دهند؛
به جغرافیای ایران
که تکه تکه هايش را
با مداد رنگی های اهدائی ات
   به شکلی از غرور
  به هم پیوند داده اند.


تو نیز فراموشم مکن!
که مابقیِ راه
زیرِ بارشِ نقره ای ستارگان،
پرواز سنگریزه را انتظار می کشد.

برگرفته از مجموعه شعر "از دار تا بهار"، انتشارات سندباد، لس آنجلس، 2011





۲ نظر:

  1. ایکاش همه مثل شما زندانیان سیاسی را فراموش نمی کردند. چقدر زیباست خانم نوری علا

    پاسخ دادنحذف
    پاسخ‌ها
    1. سپاسگزارم. دیگر باید لقب خود را عوض کنید و بگذارید: فراموش نشدگان.
      با مهر / پرتو

      حذف