نشر مقالات مختلف در وبلاگ باشگاه جنبش، در لس آنجلس، به معنای موافقت تمام اعضاء با آن مقالات نیست. نویسندۀ مقاله، صاحب نظر و مسئول است.

۱۳۹۳ دی ۱۱, پنجشنبه

تاریخ شرکت نفت بی پی یا شرکت نفت ایران و انگلیس تا سال 1954 میلادی

نویسنده: آر. دبلیو. فرییر
مترجم: کامبیز باسطوت

14/29/12
ترجمه آخرین بخش کتاب تاریخ بریتیش پترولیوم که بین سالهای 1901 تا 1932 است و در آنزمان بنام شرکت ایران و انگلیس شناخته میشد میتواند کمک فراوانی به برخورد دولت ایران و شرکت نفت و جهان بینی آنها بکند. این آخرین بخش کتاب است و با شکست مذاکرات دو طرف برای ریختن طرح موافقت نامه جدیدی بین شرکت و دولت ایران کتاب تمام میشود.
دو برنامه ریزی برای قرار داد جدید با دو محتوای مختلف ریخته میشود که هیچکدام به سرانجام نمیرسد و در نهایت رضاشاه امتیاز نفت دارسی را ملغا میکند و بریتانیا نه شرکت اختلاف ایران و شرکت را به دادگاه ملل متحد ارجأ میکند. نخستین موافقت نامه نکته های اصلی آن 25% سهام دار شدن ایران در شرکت و دریافت 2 شیلینگ[1] از هر تن نفت استخراج شده بود که در دراز مدت با نگاه به گذشته میتوانست بهترین قرار داد باشد. قرار داد دوّم برپایه شانزده درسد سودتمام دارائی های شرکت بود و شرکت برای اجتناب از مالیات اندازه آنرا به بیست درسد افزایش داد. پیشنهاد قرارداد نخست برای اینکه تیمورتاش وزیردربار و مذاکرکننده اصلی ضمانت درآمد معینی را از شرکت میخواست و شرکت نمیتوانست بین سهام دارهای خود تفاوت قائل شود باشکست روبرو شد. قرار داد دوّم افزون بر تقاضای درآمد ثابت از طرف ایران شامل 2.5 میلیون پاند پول نقد میشد که کدمن رئیس شرکت یک میلیون پاند بیشتر آماده نبود بپردازد.
کدمن از ذهنیت ویژه منصفانه ای برای زمان خود برخوردار بود همچنین علقهمند بود ایرانیان را در کار شرکت سهیم کند تا با واقعگرائی به وجود شرکت نگاه کنند نه یک صنعتی که به آنها ارتباطی نداشته باشد. اختلاف بنیادی دیگری که شرکت و طبقه حاکمه دولت ایران باهم داشتند در این بود که شرکت خود را یک صنعت جهانی میدید و در رقابت با دو شرکت جهانی دیگر استانداراویل آمریکا و شل بود، در حالیکه دولت ایران فعالیت های صنعتی شرکت در خارج از ایران را در رقابت با نفت ایران میدید و همچنانکه برای دریافت سود از کنش های شرکت در خارج از ایران سخت پافشاری میکرد و موافقت شرکت را جلب کرده بود. در سال 1932 شرکت شاید بیش از 90% به نفت ایران و پالایشگاه پیشرفته فنی ایران متکی بود. بهر روی دست تقدیر ایجاد و گسترش صنایع نفت ایران را همزمان با آمریکا و دیگر گشورهای جهان کرده بود. و از اینکه این روش صنعتی شدن و تولید ثروت نظر طبقه حاکمه بیشتر فئودال و ملاک و صنعتگران ایران را جلب نکرد همچنانکه شگفت انگیز است تأسف آور نیز هست. میتوان گفت که شکست مذاکرات برای یک موافقت نامه جدید بمقدار زیادی بستگی به رکود اقتصادی جهانی در آنزمان داشت که بشدت در محاسبات شرکت در نظر گرفته میشد در صورتیکه برای دولت ایران چندان قابل توجه نبود.

از آنجا که رضا شاه روحیه صنعتگری داشت و آنرا با اقدام به ساختن راه آهن سراسری و کارخانه های نساجی و غیره ثابت کرده بود، رضاشاه همواره از کار و پیشرفت های شرکت ستایش میکرد و مانع هر نوع کارشکنی در کارکرد شرکت میشد و حتی الغای امتیاز دارسی هم کوچکترین تأثیری در کارکرد صنایع نفت ایران با 25000 کارکنان در 1927  نداشت و در نهایت او شخصاً برای قرار دادجدید با کدمن به توافق رسید. نکته دیگری که قابل توجه است این است که بنیاد ساختن صنایع بوسیله دولت یا (با فرماندهی و اداره دولت) در این زمان گذاشته شد و مانند آمریکا و اروپا گسترش صنایع با شرکت های سهامی خصوصی پیش نرفت که میتوانست یک نیروی سیاسی با ماهیتی کاملا متفاوت را در ایران تشکیل دهد.   

ترجمه متن اصلی کتاب را در سایت ایران پالتیک بخوانید
اهمیت بعُد ایران برای شرکت نفت  ایران و انگلیس

http://www.iranpolitics.org/Book-review.html
                     

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر