با درودهای گرم و آرزوی
رهایی و پیروزی
همگی از دور و نزدیک شاهد
فروپاشی نظام اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، اخلاقی و فرهنگی حاکم بر جامعه هستید و می
دانید همه ی این بحران ها و فروریختگی ها ناشی از حاکمیت جهل، جزم گرایی و
زور و منفعت خواهی حکومتگران است. برای عبور از چنین ورطه ی هولناک و روزگار سخت و
سیاه، راهی جز همدلی و اتحاد حول خواسته های ملی وجود ندارد.
خوشبختانه جنشهای اجتماعی نسبتا فراگیر، حول خواسته های فراگیر همچون نه به اعدام، نه به حجاب اجباری، آزادی زندانیان سیاسی و نه به فقر و بیکاری و ستم مضاعف، شکل گرفته که می بایست تقویت شود
خوشبختانه جنشهای اجتماعی نسبتا فراگیر، حول خواسته های فراگیر همچون نه به اعدام، نه به حجاب اجباری، آزادی زندانیان سیاسی و نه به فقر و بیکاری و ستم مضاعف، شکل گرفته که می بایست تقویت شود
اگر بخواهیم از عراقیزه
شدن کشور و سرنوشت سوریه، به دور بمانیم و در عین حال، از تباهی و ستم حاکم نیز
رهایی یابیم، راهی جز پیمودن راه دموکراسی خواهی، حقوق بشر ومسالمت جویی نداریم
خوشبختانه حتی بخشی از
حاکمیت به دلیل شیوه حکومت داری متفاوت و به ویژه به دلیل تقابل با بخش
خشونت طلب و جزم اندیش حاکمیت، به نحوی نا خواسته به جنبش دموکراسی خواهی سکولار
سود می رساند که نمونه اش را در استیضاح وزیر علوم و منازعه با وزیر ارشاد، شاهد
بوده ایم
عزیزانم! راهی جز اتحاد و
همدلی و پیمایش راه دشوار رهایی از ستم و دموکراسی خواهی نداریم. ما ملت ایران می
بایست نشان دهیم که به دور از دخالت دیگران ویا توسل به زور و خشونت، قابلیت آنرا
داریم که با تقویت جنبش های اجتماعی، حول خواسته های عینی و عملی همگام و هماهنگ ،
فرهنگ مدارا و دموکراسی را در لایه های گوناگون جامعه نهادینه کرده و به سوی خواسته
های بعدی گام برداریم. اینک حاکمیت در بن بست هسته ای گرفتار است و هر راهی برای
گذار از این بن بست انتخاب کند، عملا به نفع گسترش جامعه ی مدنی خواهد بود
جبهه دموکراسی خواهی
مخالف تمامیت خواهی، خشونت طلبی و بحران آفرینی های ماجرا جویانه اما بسیار گسترده
شده است و به همین دلیل می بایست به گونه ای عمل نماید تا گرایشهای گوناگون در
جبهه دموکراسی خواهی پوشش داده شوند. می دانم و می دانیم که همگی دارای آرمانهایی
بلند سرکوب شده هستیم. هر یک از ما حرفهای زیادی برای گفتن داریم. طبقات گوناگون
اجتماعی و احزاب و گروههای سیاسی مطالبات و بلکه آرزوهای زیادی دارند. اما آنچه در
واقعیت شاهد آن هستیم مخالفت جامعه مدنی و به ویژه بانوان در برابر هر دستور
حکومتی و دینی عامرانه بویژه حجاب اجباری و تبعیض جنسیتی است، مخالفت زندانیان
محکوم به اعدام و خانواده های آنان در برابر اجرای احکام ضد انسانی و خشن است،
اعتصابات کارگری و مقاومت زندانیان سیاسی و عقیدتی و کوششهای فعالان مدنی و سیاسی
است. اگر قرار است که به جنبش رهایی بخش ملی کمک برسانیم می بایست آرزوهای
بلند را به صورت موقت فراموش کرده و عملا جنبشهای موجود را تقویت نماییم. دستیابی
به دموکراسی و عدالت از هر راهی ممکن نیست، بلکه از طریق تقویت جنبشهای اجتماعی،
نافرمانی مدنی و نهادها و سازمانهای دموکراتیک ممکن است. الگوهایی نظیر ملت هند و
آفریقای جنوبی که با پذیرش رهبران بزرگی چون گاندی و ماندلا و با تشکیل و تقویت
جنبشهای اجتماعی، و بنیانگذاری نهاد سیاسی – مدنی گسترده ای همچون کنگره ی
ملی بنیان های دموکراسی را پایه ریزی نموده اند، نیز پیش روی ماست
بیایید همدلانه تر، دست
به اتحادی قدرتمند برای پیمودن راه دشوار دموکراسی خواهی بزنیم و بیش از پیش ملت
را برای رهایی امیدوار نماییم.
حشمت اله طبرزدی
زندان رجایی شهر
اول شهریور 1393

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر